98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

question_answer boloureahsas

question_answer چقدر خشن اند اين خيابونا .


چقدر خشن اند خيابونايي که با سکوتت موافقند   



 



وقتي پائيز از راه مي رسه و برگ هاي نارنجي عشوه گرانه دامن افشان مي کنند .



 



وقتي غروب دست دلبازانه نمايشي از رنگ هاي هفت رنگ ترتيب ميده



 



وقتي بارون مي زنه به شيشه ئ دلت و دوست داري شونه به شونه اش



 



زير پاي بارون خودتو تو مسير عشقت تقسيم کني



 



چقدر خشن اند اين خيابونا



 



وقتي آسمون گره از پيشوني اش وا مي کنه و پرواز گنجشگک هاي عاشق رو



 



به باغ چشات دعوت مي کنه



 



چقدر خشن اند اين خيابونا



 



کوچه ها . جاده ها . شهرها



 



وقتي دلت هواي کسي رو کرده که بايد باشه تا آروم



 



کنار بلور مژه هاي خيس از بارون نفس بکشي و



 



از عمق نگاهش اشتياق باد و برگاي خشک رو حدس بزني



 



چقدر خشن اند اين خيابونا که با سکوتت موافقند .




. boloureahsas .


 




کلمات کلیدی: خشن ,اند ,مي ,خشن اند ,اند اين ,چقدر خشن ,که با ,با سکوتت ,خشن اند اين ,چقدر خشن اند ,اند اين خيابونا

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer بيا


صداي لالايي باد را در گوش زمان بشنو 


و خستگي مفرط پائيز نگاهم را در غريبانه هاي قاب چشمانم بنگر


و خزان تکه وارونه شده ئ دلم را همراه با


نجواي اغواکننده ئ چاشتگاه آفتاب در گهواره ئ پروانه هاي جسته از


پيله ئ مهتابي آرام ،


 بيا و نظاره کن .


 


. boloureahsas .


کلمات کلیدی: را در

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer هواي دلم

روزي


مثل دوره گردي با کوله باري از سکوت


از پيچ و تاب تهي حادثه ها


با نگاهي محزون تر از هميشه


همه ي شبنم هاي زلال را به رگ خورشيد خواهم ريخت


و فرياد خواهم زد ،


هواي دلم بي او بارانيست .




. boloureahsas .

کلمات کلیدی:

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer پيله ئ مهتاب

صداي لالايي باد را در گوش زمان


و خستگي مفرط پائيز نگاهم را در غريبانه هاي قاب چشمان 


و خزان تکه وارونه شده ئ دلم را


و نجواي اغواکننده ئ چاشتگاه آفتاب را در گهواره ئ پروانه هاي جسته از


پيله ئ مهتابي آرام  ، بيا و به نظاره بنگر.




. boloureahsas .

کلمات کلیدی: را در

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer مسافر

نگاه منتظري دم غروب


نشسته بود روبروي سکوت سبز دشت خيال


و با دلي گرفته وسعت اندوه زندگي را ،


در رگ پنهان شده ئ رنگ دانه هاي سرخ خورشيد تماشا مي کرد .


هواي دلش باراني بود اما ،


خيال پرواز به جوي هاي چشمانش را نداشت .


هميشه او و ثانيه ها


دوستاني بودند که زير سايبان خواب مي لغزيدند و


از پس يک سفر روح نواز ،


به سمت حيات رنگين کماني احساس پرواز مي کردند .


مسافر خاموش ،


روي سطح خاک و هجرت برگ هاي مهاجر ،


سرود غمبار تنهايي هايش را


در خواب گيج آب


گم کرده بود .




. boloureahsas .


 


 

کلمات کلیدی: مي

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer تمنا

شعرانه هايم بوي تمنا دارد


تمناي خواهشي از رويش دوباره ئ زمان


در انبوه کاغذ هاي مجازي


با تراکنش هايي بيشمار از درد هجران


و کلامي بي بن در پايين دست جاده ئ عشق


چه غريبانه در اين بيغوله ها


به دنبال کسي مي گردم که روزگاري


خواب نوشينش نوشداروي تنهايي هايم بود .




. boloureahsas .

کلمات کلیدی:

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer ميثاق


 از پنجره ئ شب 


بيداري هايم را به خاکي نقره اي مي افکنم ،


انتظار تاريک چشمانم لبريز دهليزک هاي سرگرداني است ، 


و من در وزش ئ تصويري موهوم 


باز پيوند پنجره هاي شبي دگر را 


در سکوت آفتاب نويدي بر ميثاقي دوباره مي دانم .


 


. boloureahsas .


کلمات کلیدی:

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer نشاني

امشب دفتر مهرانه ام


از مسيري عبور کرد که تا فراخناي شب


در مرداب يخ زده ئ زمان گم شد .


و پنجره ئ خاموش نگاهم در خاکستري هاي اختران


دست هايم را به چشم چراني هاي قلم دعوت کرد .


و من اول جشن مجهول ظلمت بي تو بودن ها را


نتوانستم ميان نبض سحر تا صبح رقم بزنم .


کاش در بحبوحه ئ هاي هميشگي هايت مرز آفتاب را نشانم دهي .




. boloureahsas .

کلمات کلیدی:

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer دشت خاطرات

 


 هواي فاصله ها حرام خواهد شد 



ميان سفر برگ هاي مهاجر پائيزي 



و بوي خيس باران خورده ئ خاک در مسير ترد چمن 



مخاطب تنهايي باد 



رودهاي مرموز جاري در جنگل را 



به نرمي تغزل آفتاب و مرگ 



به وسعت دستان اغواگر خزان مي کشاند 



وقتي گونه هاي تر من در دشت خاطراتت گم بود    .






. boloureahsas .

کلمات کلیدی:

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer انتظار سپيد


قايق آرزوهايم را 


در تلولو آب هاي به ساحل نشسته ئ خاطرات کهنه


 و حائلي از مه و نوازش آفتاب


مدت هاست مي نگرم .


در دوردست هاي غريبي نا آشنا


جائي ميان ناکجا آباد رويا و شقايق هاي به خون نشسته ئ نگاه


انتظار سپيدي را به دست نسيم مي سپارم که


با اکسير جواني هم آغوش است .


 


. boloureahsas .


کلمات کلیدی: هاي به

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer خدا

 


در هوايي که تماشاي خدا 


 


مي پيچد دور پيچک هاي خيال 


 


و راز سر به مُهر آفتاب ظهرگاهي 


 


باطن تقدس را درقلب هاي مردم شهربر سر ثانيه ها مي فشاند ، 


 


ما خواهيم ماند و ستون نگاه راکعي که 


 


وهم زمين را به مسجودي مي آويزد . 


 


 


 


. boloureahsas .

کلمات کلیدی:

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)